حس خوب ینی اینکه ...

بالاخره تصمیم بگیری بهش نگاه کنی ...

و اون 

از قبل بهت خیره شده باشه ...

 

(( دلخوشی برای عاشقان در راه رسیدن 😃😐 ))

برو دعا کن

 

بهتره خدا به دشمنام رحم کنه

چون 

من اینکارو نمیکنم ( : 

میخوام اعتراف کنم

 

راستش ...

من میخواستم ...

جذاب ترین ادم روی کره زمین رو ...

بکشم ...

ولی ...

.

.

.

.

حیف که خودکشی گناهه 😊😂

dialogue time

 

میتسورو : من همه چیزو از دست دادم 

به خاطر غرورم 

و قضاوت احمقانم 

والان هیچ کسو ندارم 

کوکورو : خب ... پس به من نگاه کن 

(( darling ))

Me? a liar ?

That's almost hurtful

I just don't feel like telling the

whole truth

dialogue time

سوفی : خواهش میکنم نرو ...

منو تنها نذار ... بیا فرار کنیم بریم جایی که مارو نشناسن ...

هاول : من تموم عمرم فرار کردم چون هیچ چیزی نداشتم 

ولی الان یه چیز خیلی با ارزش دارم 

که تا پای جونم ازش مراقبت میکنم 

و اون (( تویی ))

(( قلعه متحرک هاول ))

dialogue time

 

_ هی کار و بار چطوره ؟ صاحب کارت خوبه ؟ 

× نه بابا ! خیلی حرف میزنه یعنی ادمو میذاره جلو لوله دهنش ...

هی زر زر شلیک میکنه ... 😂

(( شگفت انگیزان 1 ))

مورد داریم در این مورد 

dialogue time

 

جهنم خالیه 😏

وقتی که ...

همه شیاطین اینجان 

{ ♤فرشتگان مرگ ♤ }

 

راستش نادیده گرفتنم 

بدترین کاری بود که در حقم کردی 

dialogue time

 

مسخره ترین قسمت سکوت ...

اینه که ...

کلی حرف توشه ...

و مسخره ترین قسمت فریاد ...

اینه که...

هیچکس نمیشنوه 

((قاصدک ))

 

فرار کردن کار ادمای ضعیفه ...

من میخوام ...

منو ببینی 

 زجر بکشی

و 

((گریه )) کنی 

dialogue time

 

گاهی باید از آدم ها دوری کنی ...

نه بخاطر اینکه اهمیت نمیدی ...

بلکه به خاطر اینکه اونا اهمیت نمیدن ...

و خب 

بعد میفهمی ...

تو هر ادمی که میشناسی 

یکی هس که نمیشناسی 

(( قاصدک ))

dialogue time

 

وقتی برای مدت زیاد ...

کسی اهمیت نمیده ...

و وقتی بالاخره یکی پیدا بشه 

قبول کردنش سخته ...

(( دروغ در آپریل ))

dialogue time

 

میدونم که ...

باهاتخدافظی کردم...

اما نمیدونستم ...

که همیشگی بود ...

((وایولت اورگاردن ))

دیالوگ های زیبا

 

سورین : چرا رفتی ؟ 

گاندولف : نگاه به جلو ...

سورین: خب پس چرا برگشتی ؟ 😐

گاندولف : نگاه به پشت سر ...

سورین : 😐😑😑

(( هابیت ))

دیالوگ های زیبا

 

میدونم ...

میدونم که ول کردنش سخته 

میدونم وقتی رهاش کنی ...

داغون میشی ...

اما خب بازم 

بهتر از اینه که اویزونش باشی 

((رالف خرابکار 2 ))

 

 

خدا تو رو ...

یه شاااااهکار خلق کرده ...

پس با خودت 

مثل یه تیکه درب و داغون رفتار نکن 

 

اشتباه های من 

انتخاب های واقعیم بودن

پس 

دوسشون دارم 

 

چه چیزی دردناک تر از این ...

که تو ...

بدون من 

((کاملا )) 

حالت خوبه 

 

زندگی نمایشی است که هیچ تمرینی برای ان وجود ندارد !

پس آواز بخوان ...

اشک بریز ...

بخند و با تمام وجود زندگی کن ...

قبل از انکه پرده ها فرود ایند و نمایش تو ...

بدون هیچ تشویقی به پایان برسد ...

چاپلین 

# پارادوکس 

خلاصه ای کوتاه

 

زندگی خلاصه ای است از : 

_ ناخواسته به دنیا امدن ...

_ ناگهان بزرگ شدن ...

_ مخفیانه گریستن ...

_ دیوانه وار عشق ورزیدن ...

و در اخر در حسرت انچه 

دل میخواهد و منطق نمیپذیرد ...

(( مردن ))

برتراند راسل 

خیاط ماهر زندگی من !

 

هر لذتی که میپوشم ...

یا استینش درازه ...

یا کوتاهه

یا گشاد ...

هر غمی که میپوشم اما ...

(( دقیق )) 

انگار برای من دوخته شده ...

شیرکو بیکس

یک من ضد اجتماعی !

 

اوه !

ببخشید ...

یادم رفته بود من فقط وقتی وجود دارم ...

که شماها به چیزی نیاز داشته باشید ...

من تازه فهمیدم ...

بیشتر مردم ضد اجتماعی نیستن ...

فقط از اینکه وقتشونو با ادمای بی شعور بگذرونن متفرن ...

مثل من ...

چون تو هزاران بار بهم خنجر زدی 

ولی طوری رفتار کردی که انگار 

...

خودت داری خونریزی میکنی 

 

گاهی دوست دارم 

...

وقتی میگم (( خوبم ))

یکی محکم بغلم کنه و بگه 

(( میدونم نیستی ))

کسی که بفهمه من برای مثل هر روز بودن ...

چه سخت در حال جنگیدنم 

 

به چشام زل میزنی ...

و با اعتماد به نفس ...

میگی تو ذهنم چی میگذره ...

متنفرم ...

از اینکه فک میکنی میتونی تو چشمام همه چیزو ببینی ...

عزیزم بهتره بفهمی ...

من اونچیزیو که میخوام بهت نشون میدم ...

قاصدک

#خودشیفته

امروز گریه کردم ...

دوباره ...

مثل دیروز ... و روز قبلش ... و روز های قبل آن ...

میخواهم بگویم دوستت دارم 

اما نمیخواهم بگویم دوستت دارم

از همان موقع که رفتی ...

فهمیدم چه خواستنی است 

طرز قدم برداشتنت ...

آن صورت بی احساست ...

و آن قلب نامهربان پر از مهربانیت ...

و چه خاطره انگیز است ...

اولین باری که صدای خنده ات را شنیدم

و حالا فکر میکنم ... چه اهمیتی داشت که به خیس شدن من زیر باران میخندیدی ؟

مهم این بود که حضور داشتی ... و من با چشمان خودم گرمای لبخندت را حس کردم 

خواهش میکنم ...

فقط یک بار دیگر به جایی که اولین بار دیدمت سری بزن ...

این بار نمیگذارم بروی ... به هر قیمتی که باشد ...

و بالاخره آن چیزی را میگویم که دوست دارم از خودت بشنوم ... ❤

#قاصدک 

( یه مدت نیستم به امید دیدار ... ) 

In the name of love

 

بیا و مسئله ها را ...

ز راه ❤ حل کن ....

که در تمام جهان این سخن مثل بشود ...

تماااااام علم ریاضی

به باد خواهد رفت 

اگر که مسئله ها ...

عاشقانه حل بشود  ( : ❤

 

(( صرفا جهت قشنگی وگرنه علم ریاضی علم منطقه ( : ))

 

دوستم بهم گفت : 

(( اینقدر دوست دارم کسیو که دلم براش تنگ شده گیر بیارم ...

شروع کنم به زدنش ...

گریه کنم ...

بعد وسط زدنا و گریه کردنا بگم ...

کجا بودی دیوونه دلم برات تنگ شده بود ... )) 

کار احساسیه قشنگیه ...

ولی خب به سه دلیل برای خیلیا ممکن نیست 

یا حداقل دخترا 

1 ) نمیبینش 

2 ) زورم بهش نمیرسه 

3 ) حتی اگه برسه هم نمیتونم بهش بگم 

تا تحلیلی دیگر بدرود 😐😄

.

.

.

.

اهان دلیل چهارم : اصلا وجود نداره 

ادامه نوشته

ادامه نوشته