;)

Rest

Is

Best

😎

 


اگر بدانی وقتی نیستی چقدر بیهوده ام، تلخم، خرابم، هیچم... اگر بدانی هیچوقت نمی‌روی، حتی به خواب!

#عباس_‌معروفی
 

...❤...

Loving you is my favorite sin

آدمای برفی❄

سردش می‌شه آدم.
توو هوای سرد نه،
بین آدما:)
 

من و خواب😶

_میدونی کِی میتونی ادعا کنی خوشبختی؟

_کِی؟

_وقتی یه نفر ازت بپرسه صبح ها کِی از خواب بیدار میشی و تو جواب بدی هر وقت از خواب سیر بشم

_با این اوصاف فکر کنم من هیچ‌وقت نتونم آدم خوشبختی باشم

_اره چون با این زندگیِ مزخرف هیچ وقت نمی تونی اینو بگی

_نه، چون هیچ‌وقت از خواب سیر نمیشم:)))

.C

نصف شب
"بوی" تو پیچید
از آن سوی خیال
تا دم صبح
زنده بمانم خوب است...

عاشقانه انگلیسی طوری😉

Laugh;That the moon needs a rival!
 

ستاره ها🌌

همه جوان ها بالاخره یک روز عاشق می‌شوند ولی همه زندگی به همان عشق اول ختم نمی‌شود.
معمولا آدم با عشق اولش ازدواج نمی‌کند،حتی گاهی با او حرف هم نمی‌زند اما احساس قشنگی است که همیشه خاطرات آدم را شیرین می‌کند...
عشق‌های دوران جوانی، همین ستاره‌ها هستند و تو هر وقت به ستاره‌ها نگاه کنی
می‌فهمی که یک جایی از دنیا،یک کسی هست که وقتی به تو فکر می‌کند،ته قلبش گرم می شود...
 

#ناهید_طباطبایی

❤...!

تو یادت نیست
ولی من خوب به یاد دارم
برای داشتنت ، دلی را به دریا زده ام
که از آب میترسید ...

 

 

تا حالا عاشق شدی؟

آدم‌ها یک بار عمیقاً عاشق می‌شوند

چون فقط یک بار نمی‌ترسند که همه چیز خود را از دست بدهند

امّا بعد از همان یک بار ترسها آنقدر عمیق می‌شوند که عشق دیگر دور می‌ایستد … ‌‌‌

شازده کوچولو

شازده کوچولو پرسید:

پس آدمها کجا هستند؟

در صحرا آدم احساس تنهایی میکند!

 

مار گفت:

با آدم ها هم ، احساس تنهایی میکنی.

:)

طرحِ
لبخندِ تو
پايانِ پريشانی هاست...

‌#قيصر_امين_پور

گاهی...

گاهی نباش ...
خودت را بردار و کمی دورتر از قافله بایست ،
وجودت را از همه ی آدم هایِ اطرافت دریغ کن ...
ببین چه کسی نبودنت را حس می کند ؟!
چه کسی حواسش به حال و احوالاتِ توست ؟!
سکوت کن و منتظر بمان و ببین کدام آدمِ با معرفتی برایِ پیدا کردنِ تو ، پس کوچه هایِ تنهایی ات را زیر و رو می کند ؟!
کدامشان نگرانت می شود ؟!
و اصلا چه کسی ، برای نگه داشتنِ تو ، به خودش زحمت می دهد ؟!
اگر نبودی و دیدی آب از آبِ روزمرِگی هایشان تکان نخورد ، تعجب نکن !
رسمِ آدم ها همین است ؛
اگر بودی که هیچ ...
اگر نبودی ، دیگران هستند !
این تویی که باید عاقل باشی و خودت را برایِ چنین جماعتِ بی تفاوت و بی عاطفه ای ، خرج نکنی ... !

BFF ;)

کی گفته بهترین دوستا باهم دعوا نمیکنن!
اتفاقا دعوا میکنن!
گاهی اوقات سوء تفاهمم پیش میاد!
حتی گریه هم میکنن!
ولی بعد از چند ساعت میفهمن که
نمیتونن بدون هم زندگی کنن!
و اون لحظه‌ست که دعوا
باعثِ قویتر شدنِ رابطه میشه=)

 

(برای کسایی که بعد هر دعوا دوستیمون قوی تر شد:)

بادکنک 🎈

اگه یه روزی فرزندی داشته باشم،بیشتر از هر اسباب بازی دیگه ای براش بادكنك می خرم. بازی با بادكنك خیلی چیزها رو به بچه یاد میده. بهش یاد میده كه باید بزرگ باشه اما سبك، تا بتونه بالاتر بره. بهش یاد میده كه چیزای دوست داشتنی میتونن توی یه لحظه، حتی بدون هیچ دلیلی و بدون هیچ مقصری از بین برن، پس نباید زیاد بهشون وابسته بشه. و مهم تر از همه، بهش یاد میده كه وقتی چیزی رو دوست داره، نباید اونقدر بهش نزدیك بشه و بهش فشار بیاره كه راه نفس كشیدنش رو ببنده، چون ممكنه برای همیشه از دستش بده و اگه کسی رو دوس داشت رهاش نکنه چون ممکنه دیگه نتونه به دستش بیاره. و اینکه وقتی یه نفر و خیلی واسه خودت بزرگ کنی در آخر میترکه و تو صورت خودت میخوره. میخوام ببینه بادکنک با این که تمام زندگیش بسته به یه نخ اما بازم توی هوا مي رقصه.

 

#شکسپیر

کسی نیست...

کسی نیست...

بیا زندگی را بدزدیم ، آن وقت

میان دو دیدار، قسمت کنیم...

#سهراب_سپهری

این خیلی خوبه خخخخ

im not antisocial im just antistupid

برای乾旱和半乾旱

گم شدم همین چند روز پیش دوباره بین خاطراتت گم شدم دقیقا از همون لحظه ای که مامان برای خونه تکونی عید گلدون بزرگ کنار میزم رو جا به جا کرد و ژاکت بافت محبوبم رو همراه تمام لباس های زمستانی به صندوقچه ی چوبی سپرد و به اصرار من برای جلوگیری از این کار توجهی نکرد گفتم اگه بعد از این دوباره هوا سرد شد چی؟ گفت تا پاییز آینده هوا سرد نمیشه گفتم تو از کجا میدونی؟ با طعنه گفت حانیه تو وقتی هوا سرد بود هم اینو  نمیپوشیدی با من بحث نکن راست میگفت خب دلم نمیومد بپوشمش بعد از رفتنت فقط یه بار پوشیدمش میترسم خراب بشه و مامان بدون توجه به اینکه این جزو معدود یادگاری هام از توئه دور بندازش اخه مامان که نمیدونه من به جای پوشیدنش هر بار که دلتنگت میشم دنبال بوی عطرت لا به لای تار و پودش میگردم! مامان نمیدونه تو هم نمیدونی اصلا هیچکس نمیدونه خودت گفتی که نگم خودت خواستی من نمیتونم راجب این راز با هیچکس درد و دل کنم و خودت هم میدونی این چقدر عذاب آوره برای منی که آلو تو دهنم خیس نمیخوره...برای منی که احساساتم از چشمام معلومن اگه تا قبل از پاییز دوباره دلتنگت بشم چی؟ اگه امسال هم برنگردی چی؟ یعنی ممکنه برگردی و مثل قهرمان های قصه های خیالی تمام دلخوشی های کوچیکمو از صندوقچه چوبی مامان بیرون بیاری؟ یا برای دلگرمی من باز هم به حافظ میسپری تا همه فالهامو ختم به خیر کنه؟؟ اخه بعد رفتنت هر وقت فال گرفتم غم مخور اومد ولی باور کن این امید واهی حافظ دیوونم میکنه! بگذریم شیشه های پنجره امشب شفاف تر از شب های گذشته سکوت کردن و بارون نم نم به پنجره میخوره و فردا دوباره باید شیشه هاشو دستمال کنم یادته وقتی بارون میومد بهم زنگ میزدی و برام شعر میخوندی؟ حافظ سعدی سهراب فروغ و... الان سه ساله هیچ شعری به دلم نمیشینه ... دم رفتنت گفتی دوست داری قوی باشم گفتی از آدمای ضعیف متنفری توی این سه سال کلی تلاش کردم تا قوی باشم تا دیگه اون دختر احساساتی ای که وقت رفتنت بهش هیچ نشونی یا شماره ای ندادی نکنه که با زنگ زدنام خوابو خوراکو از ت بگیرم نباشم تغریبا موفق هم شده بودم اما این روزا دوباره شدم همون دختر خیالاتی ای که حتی از همین جمله های ساده هم توقع معجزه داره همونی که گوشش پر شده از سر و صدای ماشینا و آدمای توی خیابون خیابونایی که یه روز با هم توشون قدم زدیم.. کاش میتونستم امیدوار باشم که تا پاییز بعد این حرفا رو بخونی شاید چیزی که دوست داشتم موقع رفتنت بگم و نشد رو از لابه لای این نوشته های در هم و بر هم فهمیدی !

برای 乾旱和半乾旱

معما جان سلام! این اولین باریه که توی وبلاگ برای تو مینویسم...اصلا این اولین باریه که بعد از رفتنت برات مینویسم... امروز شد سه سال سه ساله که هیچ کس منو دردونه صدا نکرده سه ساله که من از ته دل نخندیدم سه ساله که تو چشمای عسلیت زل نزدم سه ساله که همه ی آدمایی که یه ذره شبیه توان منو درگیر میکنن سه ساله که من منتظرم منتظر یه نشونی از سمت تویی که قول برگشتن دادی یادته وقتی داشتی میرفتی بهت گفتم بمون گفتم با هم درستش میکنیم تو اما دل کنده بودی از من از دوستات از گیاه توی گلدون روی میز من که هیچوقت اسمشو نفهمیدیم همون گیاهی که من ازش متنفر بودم و تو عاشقش بودی میدونستی الان انقدر بزرگ شده که دیگه نمیشه روی میز گذاشتش؟ چند وقت دیگه قدش به سقف میرسه و دیگه نمیشه تو اتاق نگهش داشت ولی من با سماجت اجازه ندادم از اتاقم ببرنش بیرون یادته دم رفتنت بهت گفتم اگه رفتنت برگشتی نداره بهم بگو گفتم بگو که امیدوار نباشم تو اما گفتی همیشه امیدی هست بغضمو یادته؟ که گریه نشد؟ یادته گفتی من رفتم گریه نکن گفتی از گریه بدت میاد از آدمای ضعیف متنفری گفتی دردونه من همیشه باید قوی باشه گفتی میخوام وقتی برگشتم از همیشه موفق تر باشی گفتی و من توی تمام این سه سال به جز دو بار گریه نکردم گفتی و من درس خوندم تا  مدرسه نمونه قبول بشم و از همیشه موفق تر باشم اصلا یادت هست به یکی قول برگشتن دادی؟ یادته گفتی دردونه  از من به هیچ کدوم از آدمای آیندت نگو گفتی بزار منو بودن و رفتن و برگشتنم یه راز بمونیم نگفتم به هیچکس نگفتم کی بودی و چه کردی با من... اما هنوز منتظرتم کاش اگه قصد برگشت نداری حداقل یه نشون میدادی از خودت کاش حداقل یه روز زنگ بزنی و بگی من دیگه بر نمیگردم منتظرم نباش اصلا اینا رو بیخیال بیا تاریخ رو کنار بزاریم الان جغرافیا مهمه تو کجایی؟ یعنی سهم من بعد اونهمه لحظه هایی که کنار هم بودیم حتی یه نشونی ساده هم نیست؟ حتی یه شماره نباید از خودت میدادی؟؟ اره میدونم که گفتی وقتی قلبامون اینهمه به هم نزدیکه نشونی و شماره و آدرس به کار نمیاد اره یادمه تک تک حرفاتو یادمه اما چه فایده ای داره نزدیک بودن قلبامون وقتی اگه من یه شب بمیرم تو نمیفهمی اگه یه وقتی دلم تنگ بشه چی؟ منظورم اینه که دلم بیشتر تنگ بشه چون درست از لحظه ای که پاتو از خونمون گذاشتی بیرون تا همین الان دل من هی تنگ و تنگتر میشه معما جان قول داده بودی یک ساله برگردی اما الان سه سال شده راستی یادته قول دادی وقتی برگشتی تک تک آرزوهامو برآورده کنی؟؟ یادته؟ الان تنها آرزوی من دوباره دیدنته دیگه حتی تا ابد کنارت بودن رو هم نمیخوام همین که بدونم یه جایی داری نفس میکشی کافیه کاش فقط یک بار زنگ بزنی فقط یه بار...

خسته ام...

خسته ام...

میگویند:کوه کندی؟

ولی، هیچکس نمیداند!

دل کندم...

از کسی که همه کسم بود...!

خرده قول هایم...

به خودم قول دادم فراموشت کنم...

صبح که شد تو را که نه...

قولم را فراموش کردم!!!

ت

تمام روز به تو فکر میکنم...

تمام روز، شوخی نیست...

 

حس خوب ینی اینکه ...

بالاخره تصمیم بگیری بهش نگاه کنی ...

و اون 

از قبل بهت خیره شده باشه ...

 

(( دلخوشی برای عاشقان در راه رسیدن 😃😐 ))

برای乾旱和半乾旱

همه آدما تو زندگیشون یه آدم بی معرفت دارن که این آدم بی معرفت دوست داشتنی ترین موجود روی زمینه..به سلامتی بی معرفت خودم که خیلی دلتنگشم...

 

برو دعا کن

 

بهتره خدا به دشمنام رحم کنه

چون 

من اینکارو نمیکنم ( : 

میخوام اعتراف کنم

 

راستش ...

من میخواستم ...

جذاب ترین ادم روی کره زمین رو ...

بکشم ...

ولی ...

.

.

.

.

حیف که خودکشی گناهه 😊😂

dialogue time

 

میتسورو : من همه چیزو از دست دادم 

به خاطر غرورم 

و قضاوت احمقانم 

والان هیچ کسو ندارم 

کوکورو : خب ... پس به من نگاه کن 

(( darling ))