بزرگترین ترس های زندگی
یک روزی بزرگترین ترس های زندگیت اتفاق میفتن...
همونایی که حتی قبل از اینکه بخوان اتفاق بیفتن فکر مردن بهشون برای برای یه هفته حالتو بد میکرد....
همونایی که فکر میکردی اگه اتفاق بیفتن میشه آخر زندگیت...
همونایی که فکر میکردی مساوین با دست کشیدن از همه آدما و خواسته هات....
اما میدونی چیه؟؟؟
وقتی اتفاق افتادن، تو میبینی که هنوز زندگی ادامه داره....
دنیا به آخر نرسیده و تو خواسته های جدیدی داری...
نمیگم سخت نیست، اما کنار میای...
و میبینی که اونقدرا هم که فکر میکردی وحشتناک و مخوف نبودن...
حکمت خیلی چیزها رو میفهمی....
خیلی از ناراحتیات، نشدنا و.....
و فقط اون موقع میفهمی که خدا چقدر بزرگه و فکر من و تو چقدر کوچیک:)
اون موقست که قدرت زمان رو میفهمی.....
قدرت اجبار سرنوشت رو.....
+ نوشته شده در Tue 5 Feb 2019 ساعت 0 توسط Asal
|