یه جایی بالاخره باید دست برداشت،از فکر کردن به چیزهایی که تو رو به گذشته پیوند میزنه.از هرچی که مدت هاست بین تو و این زندگی فاصله انداخته باید دست برداشت.سخته جداشدن از حرفایی که هیچوقت نابود شدنی نیست اما خوب یه جایی بالاخره باید دست برداشت، باید رها کنی تا بره و برسه به اونجا که اثری از ردپاهای تو نیست.یه روز خودتم خسته میشی از اینهمه تکرار و تکرار،از فراموش نشدن اتفاقاتی که دیگه جایی برای موندن نداره.آره یه جایی بالاخره باید دست برداشت. . .